::  یک روز از بی کسی ::

آنکه خود مرحم قلب خرامان تو بود *** بین که اینک خود نیاز مرحم است


آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

همین جوریه دیگه...

30 اسفند 1387 ساعت 01:21 AM

 چرت وپرت های نگفته:

این هفته می خواهم که یه سری چرت وپرت ها رو براتون بگم تا از اخلاقیات من باخبر بشین.
مهم نیست که این حرفا چیه مهم اینه که باید زده بشه...!نه؟هر حرفی آغازش به خدا ربط داره
اما در میانه صحبت این عقل آدمه که هدف هارو معین میکنه.(وای چه فیلسوفانه).
راستش بنا به دلایلی کاملا خصوصی که میدونم که شماهم میدونید که بهتون مربوط نیست ومنو
تایید میکنید موقتا درس رو کنار گذاشتم.البته من درسمو تموم کردم.هدف من روزی که این وبلاگ
رو ساختم این بود که کمی شادی رو به فضای پر از خفقان برخی هنروران عزیز بیارم اما باز
هم بنا به دلایلی که باز هم به شما مربوط نیست خواستم کمی هدفمو تغییر بدم ودر این رابطه هم تموم خطراتی رو که به دنبال اون برام ممکنه پیش بیادو به جون خریدم،که در ادامه متوجه میشید.
 

برید به ادامه...


ادامه مطلب ...

آلبوم ۵

30 اسفند 1387 ساعت 01:18 AM

سام علیک ::می دونم دیر به دیر آپ میکنم شرمنده خیلی سرم شلوغه اما...عید رو پیشاپیش 

دارم تبریک میگم دوست دارم یه دنیا مطلب بزارم اما فرصتی که دارم خیلی کمه... 

 

*** عیدتون نو باشه برای همیشه! ***  

.::بست فرند::.

  Image and video hosting by TinyPic  

*** عیدتون نو باشه برای همیشه! ***   

*** عیدتون نو باشه برای همیشه! ***   

*** عیدتون نو باشه برای همیشه! ***   

*** عیدتون نو باشه برای همیشه! ***  


ادامه مطلب ...

شاید راه کمی طولانی شود...

12 آذر 1387 ساعت 6:44 PM

به نام آنکه اگر حکم کند همه محکومیم! 

و اما از چی بگم ؟یعنی از کجا بنویسم ؟! سخته ...همیشه شروع هر چیزی سخته. شاید بهتر باشه از پایان شروع کرد اما اونوقت کسی چیزی نمی فهمه!

روزها دارن می گذرند اما من هنوز اندر خم همون کوچه ی اولم ...ای کاش فرصت باشه ولی... نیست!چرا ؟! مگه من چی کم دارم از اونایی که تظاهر

به بودن میکنن اما نیستن؟... چرا باید خیلی چیزهارو از دست بدم فقط واسه اینکه چیزی ندارم ؟!... خدایا مگه من آدم نیستم...؟! آره...بایدم بخندی...اینه

رسم زمونه ،همه بهم میخندن تو هم کنار اونا. از کجا بگم که قلبم نشکنه ...؟!از چی بگم که بغض راه گلومو نبنده ...؟!چرا حالا که یکی رو میخوام واسه بی کسی

هام کسی نیست ...؟! اینا یک میلیاردم سوال های منه ،اما من هنوز زنده ام... من هنوز قلبم میزنه...من هنوز روی پاهام ایستادم..من هنوز و...

خسته شدی ؟! خوب کسی مجبورت نکرده به این مزخرفات توجه کنی .برو دنبال زندگیت ،اما فکر کنم برخی از این سوالها فقط مال من نیست بلکه تو

هم جوابشونو نمی دونی ودلت می خواد بدونی...نه...شاید هم پیش خودت فکر کردی که من چقدر دیوونه ام ،بهت حق میدم اما پاشو برو تو آشپز خونه

یه چایی بریز و هم یه تیکه شیرینی بردار بیا تا واست بگم که من کی هستم ،اهل کجام ،هدفم چیه؟یا حتی تو کی هستی؟!و...

اگه شیرینی نداری همون قند کافیه یا اصلا با همون شیرینی گفتار خودت بخور مگه چی کم داری ...؟!دیگه کم کم داری به خودت می گی بابا این یارو عجب

دل خوشی داره مگه تو این همه بدبختی میشه خوش گذراند؟ بزار اینو همین اول بگم اگه می خواهی فاز منفی بدی پاشی بری بهتره.اما اگه می خوای خوش

بگذرونی بهتر حوصله کنی .

تا حالا فکر کردی که پول چقدر واست اهمیت داره...؟! نشد راستشو به خودت بگو... تا الان به این فکر کردی که چرا آدما اینقدر هرس پولو میزنن اما وقتی

به جایی می رسن می گن حالشون از پول بهم می خوره...؟! یا حتی اینکه پول باید یه واسطه باشه برای رسیدن به هدف نه خود هدف که به هر وسیله ای تو

بخوای بهش برسی...؟!

اما من این مشکلو با خودم حل کردم چون می تونستم به خیلی از این چیزایی که آرزوم بود برسم اما یه سری مشکلات سر راهم قرار گرفت که بد نمیدونم

واست بگم .ممنون می شم اگه دقت کنی!وقتی چیزایی رو که دوست داری بهشون نمی رسی دوست داری همه چیزای مهم زندگیتو فدا کنی اما این درست

همون اشتباهیه که همه کمابیش مرتکب می شن.چون خیلی ها به این فکر نمیکنن که شاید به دست آوردن چیزای جدید به ازای از دست دادن یه چیز

گرانبها تر براشون تموم بشه! اولین چیزی که تو تمام این سه چهار سال عمری که تقریبا با منطق سپری کردم وفهمیدم این بود که به هر چیزی به اندازه

ای که ارزش داره توجه کنم یکیش پول بود .من پیولدار نبودم اما می تونم با کمی تیز هوشی وزحت کشیدن بدست بیارمش.دومی اینکه درویش باش

چون خدا از آدمای درویش خوشش میاد چون دوست داره بدونه بنده اش چقدر جنبه نداری رو داره!

شاید داری الان بهم میخندی و میگی که عجب آدم اسگلی هستم نه...؟! یا اینکه درویشی کیلو چنده...واز این حرفا...خب من بازم بهت حق میدم اما واسه حرفام

دلیل دارم:

(البته یه روز آدم پر کار )تصور کن صبح زود میای تو کوچه می بینی ماشینتو که با کلی قرض وبدهی خریدی پنچر کردن ونمی دونی کی این کار رو کرده ...!

خلاصه بعد از کلی سلام فرستادن به هفت جد وآباد طرف راضی میشی کهچرخو عوض کنی وبه سر کارت که الان هم دیگه دیر شده برسی ...میرسی سر اولین چراغ

100 متر مونده به چراغ چنان سرعتت رو زیاد میکنی که تا سبزه ازش رد شی اما تا میرسی قرمز میشه و چون مامور راهنمایی ورانندگی سر چهارراه هست نمیتونی

گازشو بگیری بری.خلاصه بعد از گذشت به فرض 85 ثانیه یهو یه موتوری ناگهانی مپیچه جلوت وتو هم از عصبانیت صبحت یکمی شو رو سر این بدبخت پیاده میکنی

تازه این اوله کارته میری دم اداره تا بیای یه جای پارک مناسب پیدا کنی (البته قابل توجه ادارتی که پارکینگ ندارن) وبری پارک کنی نیم ساعتی علاف میشی

کمی هم اینجا سر ودست میشکونی .بالاخره ساعت 10 صبح تازه کارت میزنی جای اینکه ساعت 7.5 تو اداره باشی. تو اداره هم کلی رو اعصاب بقیه همکاران و

خودت پیاده روی میکنی سر آخر هم بعد از ظهر خسته و کوفته میای مبینی برای ماشینت یه قبض 10000تومانی هم نوشتن که جای بدی پارک نکنی.بماند که چقدر

پشت سر مامور راهنمایی رانندگی فحش و ناسزا میگی اینجوری یه روز زیبا و دلنشین خودتو خراب کردی .

اما عواقب این روز بد : پخش کردن فاز منفی از صبح خروس خون تا بوق سگ

توهین به کسبه بازار ، همکاران ، حمالان ،و هزار نفر دیگه که تو نوبتن تا...

بالا رفتن خطر حمله قلبی ،مغزی ،هوایی ....ناراحتی اعصاب وایجاد اختناق در فضای معنوی روح وجان خودت

ودر نهایت با نهایت تاسف وتاثر در گذشت مرحوم مغفور شادروان رضا شایسته(اوا ببخشین)...را به خانواده محترم وی تسلیت می گوییم.

دیدی آخرش خوب نیست !حالا برای من بگو اگه نصف این اتفاقا رو که میشه با یه لبخند خشک وخالی و دو رکعت نماز شست و جامه درویشی به تن کرد

تا خدا در کارت کمکت کنه عیبی داره؟! یا اینکه حاضری اونهمه فشار روحی وروانی رو تحمل کنی اما تن به حرف من ندی؟!................................................................

اینهمه نوشتم ...راستشو بگو چایت را خوردی یا رفتی ریختیش تو سطل زباله؟!...من حقیقت رو گفتم شاید خنده دار بود شاید هم گریه دار اما حقیقت بود.

من برای گفتنش کلی با تو کلنجار رفتم رو مخت راه رفتم وکمی هم شادت کردم .دیدی گاهی خوندن یه متن که تو هزاران وبلاگی که می خونی ودر واقع نخونده

از کنارش رد میشی خالی از لطف نیست...؟! حالا کدوم رو تر جیح میدی اینکه با پیدایش اولین مشکل اونو اونقدر بکشی که به تمام آدم های دور وبرت بخوره یا

اینکه صادقانه باهاش رفتار کنی وبه حل کردنش فکر کنی...من خسته شدم تو چی؟لا اقل یه چایی مارو مهمون کن...خب زاتت بی معرفته دیگه کاریش نمیشه کرد

اما شاید تو نوشته بعدی بخواهی بدونی که چرا وچگونه من مشکلات عادی رو که تو از کنارشون با پرخاش گری رد میشی رو حل می کنم ولی اینو بدون راز این کار

تو محبته که تو هیچ چیز دیگه نیست.تا نوشته بعدی بای!  

امیدوارم با اینکه وقتت رو گرفتم اما از من ناراحت نشی!


بمب خنده ۲

12 آذر 1387 ساعت 6:42 PM

  توجه:                                                              :توجه

به اطلاع می رسد که این وبلاگ در اثر بارگزاری آخرین بمبی که به بدست من رسید

تا لحظاتی دیگر به دیار باقی خواهد شتافت لطفا برای جلوگیری از این عمل بی شرمانه

به ادامه مطلب مراجه کنید.در صورتی که هر گونه بی توجهی به موضوع شود

خود به خود (دستی دستی) یک بمب خنده رو از دست دادین.

آخرین توجه:

به کلیه ی کسانی که جنبه و عرضه ی خنثی کردن بمب ندارن ادامه کار توصیه نمیشود

متن پیام بدین ترتیب است: "خوب زندگی کنید این یک دستور است" .

انجمن نهادینه کردن چالش ها و چاله های فضایی و...

لعنت بر خروس بی محل این چه موقع زنگ زدن بود؟!

اه ...اه... هانی چطوری عزیزم؟.....آنتن نمیده...

ببخشین شما برید به ادامه مطلب تا من بپیچونمش... 

برید به ادامه مطلب...


ادامه مطلب ...

چی بگم؟...

3 آذر 1387 ساعت 5:04 PM

چرا همیشه سلام اوله ؟ 

چرا خداحافظی؟ 

چرا نبودن؟ 

...و این که همیشه منتظر موندن رو به جون بخری! 

من اگه از این جدایی دارم واسه تو می خونم******واسه اینه معنی عشقو هنوزم نمی دونم  

اگه دست من تو دست تو داره می لزره        ******واسه اینه طاقت دوری ندارم

من می خوام فاصله بین ما نباشه    ******** اما اینو ندونستم خیلی ها هم نمی زارن 

اگه این قلب شکسته پیش تو دیگه نمونه *******چه امیدی داره این دل دیگه آوازی بخونه 

 ؟! 

؟؟؟؟؟؟!
؟؟؟؟؟؟؟! 

هزاران چرا هستن که می خوام بپرسم اما مجالی ندارم! 

مهم این نیست که تو واسه کی میمیری ؟! مهم اینه که اون واست تب کنه! 

راستش خیلی وقت ها برای سوال های خودم با خیلی چیزا کلنجار میرم اما سر آخر به این جمله 

میرسم که ؛به مد پوشان بگویید آخرین مد خاک است؛ 

فکر کنم خیلی ناامیدانه است ولی حقیقته !...راستی من چرا دارم اینارو این جا می نویسم؟ 

ولش کن خیلی هم مهم نیست حداقل اینه که اظهار وجود کردم! 

خداوندا ظهورش را نزدیک کن تا شاید اندکی بار چرا های زندگی ام کم شود! 

خداوندا عاشق را به عشقش برسان تا اندکی بار غم دوری یار برایش آسان گردد! 

 

و پروردگارا :  

سلام مرابروی برسان وبگو که دوستش دارم تا همیشه !  

میدانم که شنوای مطلق تو هستی پس این جملات را نیز که هم اکنون در قلبم ماند و تاب نوشتنش را نداشتم را به گوشش برسان!


تب اخبار...

4 مهر 1387 ساعت 11:55 PM

سلام به همه دوستانی که با خبرن و بی خبر... 

از ورزش بگم که بالاخره تیم پرسپلیس هم تونست بعد چند هفته ناکامی هواداران بامرام خودشو خوشحال کنه و ۲ -۰ پگاه گیلان رو برد ! 

 

 

مذهبی : ایام قدر گذشت اما به همه تسلیت می گم که ما هنوز نمیتونیم آدم بشیم و به جای این قدر علی علی گفتن بی مورد یک ذره از اخلاق این بزرگوار رو به ارث ببریم... 

 

 

دوستانه : بالاخره بعد گذشت یه مدت سه ماهه چتر باز هاباید برگردند سر خونه زندگیشون مخصوصا ( حسین خان کلاهبردار و ...) 

 

درسی : و در آخر هم به همه کسانی که کنکور قبول شدن تبریک و به اونای دیگه میگم که ناامید نشین دنیا که به آخر نرسیده! 

 

فکر کنم فعلا بسه تا بعد هم یه سری تازه ها برای آپ کردن داشته باشم دیگه... 

 

راستی یه بار آقاجون منو کنار کشید گفت جلی گفتم بله آقاجون بزار دستتو ببوسم...گریه کنید 

هیچی زد تو سرم گفت به جای وبلاگ نویسی درستو میخوندی که کنکور قبول شی نفله... 

بخندید... 

بای


بمب خنده ...(۱)

21 شهریور 1387 ساعت 4:17 PM

  

توجه:                                                    توجه: 

 

امروز واستون یک مشت لبخند دارم که تو ادامه مطلب گذاشتم وامید 

به این دارم که خوشحالتون کنه و در واقع بار این همه زحمت رو با 

نظر هاتون از روی دوشم وردارین و کمک کنید تا بهتر بتونم شادتون کنم 

باتشکر 

 

 


ادامه مطلب ...

درباره لوگوی من

18 شهریور 1387 ساعت 2:06 PM

 

 

 

راستش وبلاگ اصلی من به آدرس این لوگو هست ومی تونین ازش دیدن کنید  

ومن رو از نظراتتون بی نسیب نزارین و اگه خواستین منو با نام  

:: عشق مشکی :: 

 لینک کنید و بعد به من خبر بدین تا منم شما رو لینک کنم .دیدن این وبلاگ خالی از لطف نیست.  


مشکی رنگ عشقه نه!...

14 شهریور 1387 ساعت 2:01 PM

سلام .در حاشیه برگ شقایق بنویسید گل تاب فشار در و دیوار ندارد!از اینکه به من سر زدین و از این جا دیدن میکنید
خیلی ممنونم و باز هم مثل همیشه میگم که سرخ زندگی کنید و سرخ به دیگران امید بدین.اما اینکه چرا من اینقدر از رنگ
سرخ میگم واسه اینه که دوستش دارم چون دراوج ناراحتی به من امید میده اما در میون رنگ ها رنگی هم هست که گاهی
به آدم ها امید میده وگاهی اونا رو ناامید میکنه!
:: بله رنگ مشکی :: زنگی که میون میلیون ها رنگ خدا خودنمایی میکنه چون بالاتر ازاون رنگی نیست وتموم رنگ ها
روزی به اون ختم میشن. مشکی قشنگه چون مثل تولد میمونه ،مثل زندگی ،ودر نهایت مثل مرگ...
اما اینکه چه ربطی به تولد داره رو میشه ازلحظه ای که نوزاد میخواهد به دنیا پا بزاره فهمید! بله یکمی نزدیک شدین...
اما هنوز متوجه نشدین می خواهم براتون روشنترش کنم.

همه ما گاهی اوقات برامون پیش میاد که برخی لحظه هارو احساس میکنیم جایی دیدیم. یک عده می گن عالم ذر اما این عالم
کجاست ؟... درسته لحظه تولد ،میدونید چرا وقتی نوزاد می خواهد به دنیا بیاد گریه میکنه ؟ چون تموم زندگیش رو تو این
عالم میبینه واز به دنیا اومدن خودش گاهی شرمسار میشه و گاهی اشتیاق پیدا میکنه اما!... در هر دوحالت گریه میکنه و
ما هم نمیتونیم درک کنیم حداقل تا زمانی که نمیریم.یا دوباره متولد نشیم.

تو زندگی که خدا برامون مقدر کرده گاهی وقتها خیلی خوشحالیم اونقدر خوشحال که سر از پانمیشناسیم وگاهی هم در غم
فراغ وازدست دادن نزدیکانمون.باز هم رنگ مشکی قدرت نمایی میکنه .یه دوستی داشتم که می گفت : وقتی که شادی میکنی
به آرامی شادی کن مبادا که غم ناراحت بشه و در هنگام غم اون نیز همین بلا رو سرت بیاره وآرزوی شادی دوباره رو
روی دلت بزاره.

اما بزرگترین اشتباه ما در مورد رنگ مشکی اینه که درست موقعی که طرف تازه می فهمه بودن تواین دنیا چقدر بی ارزشه
و میخواهد مارو ترک کنه همه سیاه میپوشیم.اون موقع تنها موقعی که رنگ سیاه معنی نمیده چون از اون سواستفاده کردیم و
اینکه حتی لحظه ای فکر این رو نمیکنیم که چرا کفن آدمها رو سفید نمیگیرن ؟مگه ما سیاه نمی پوشیم چرا میت باید سفید
تنش باشه؟!

اما حرف من این نیست ،بلکه منظور حرف من چیز دیگه ای است. اینکه چرا ماتو زندگی اونقدر خوب نباشیم که رنگ مشکی
رو برای شادی بپوشیم ؟مگه نمی شه تو موقع ناراحتی رنگ قرمز پوشید یا هر رنگ دیگه؟واینکه کجای تاریخ خداوند رنگ
غم رو مشکی قرار داده واصلا با خوب زندگی کردن مگه غم وجود داره؟!...
ادامه حرفم رو نمیگم چون می خواهم تو نتیجه گیری کمکم کنید و 


اینکه خوشحال میشم نظرتون رو درباره رنگ مشکی بدونم!


آلبوم ۴

14 شهریور 1387 ساعت 1:54 PM

Black Love -07 

 

برین به ادامه مطلب>>>


ادامه مطلب ...